تبليغاتX
یک لیوان چای تلخ پررنگ - نه بسته ام به کس دل
گاهی از دست نوشتهایم

 

نه بسته ام به کس دل

نه بسته کس به من دل

 چو تخته پاره بر موج

رها رها رها من

 ز من هر ان که او شد

چو دل به سینه نزدیک

 به من هر ان که نزدیک

از او جدا جدا من

 نه چشم دل به سویی

نه باده در سبویی

 که تر کنم گلویی

به یاد اشنا من

 ستارها نهفتند

در آسمان ابری

 دلم گرفته ای دوست

هوای گریه با من

 

+ نوشته شده در  بیست و هفتم دی 1386ساعت 11:9 قبل از ظهر  توسط هاشم |