دلم از خیلی روزا با کسی نیست
تو دلم فریاد و فریاد رسی نیست
شدم اون هرزه گیاهی که گلا
پرپر دستای خار و خسی نیس
دیگه دل با کسی نیس
دیگه فریادرسی نیس
آسمون ابری شده
دیگه خار و خسی نیس
بارون از ابرا سبکتر می باره
هر کسی سر به سوی خودش داره
مث لاکپشت تو خودم قایم شدم
دیگه هیچ کس دلمو نمی بره
دیگه دل با کسی نیس
دیگه فریادرسی نیس
آسمون ابری شده
دیگه خار و خسی نیس
ماهی از پاشوره بیرون افتاده
شاپرکها پراشون زخمی شده
نکنه تو گله بره هامون
گذر گرگ بیابون افتاده
دیگه دل با کسی نیس
دیگه فریادرسی نیس
آسمون ابری شده
دیگه خار و خسی نیس
|
+| نوشته شده توسط
هاشم در هجدهم دی 1386
|